نقد شعر "باغ من" اثر اخوان ثالث

باغ من

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر، با آن پوستين سرد نمناكش .

باغ بي برگي ،روز و شب تنهاست،

با سكوت پاك غمناكش.

ساز او باران ، سرودش باد

جامه اش شولاي عرياني ست.

ور جز اينش جامه اي بايد،

بافته بس شعله ي زر تار پودش ، باد.

گو برويد يا نرويد ، هرچه در هر جا كه خواهد يا نمي خواهد.

باغبان و رهگذاري نيست.

باغ نوميدان ،

چشم در راه بهاري نيست.

گر ز چشمش پرتو گرمي نمي تابد،

ور به رويش برگ لبخندي نمي رويد؛

باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست؟

داستان از ميوه هاي سر به گردون ساي اينك خفته در تابوت  پست خاك مي گويد.

باغ بي برگي ،خنده اش خوني ست اشك آميز.

جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن،

پادشاه فصل ها پاييز

 

از نظر شکل ظاهری :

قالب : نیمایی ( آزاد )

واژه های قافیه :  « نمناک و عمناک » – « بهار و راهگذار » –  « نمی تابد و نمی روید »

وزن :  رمل = فاعلاتن

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش = فاعِلاتُن / فاعِلاتُن / فاعِلاتُن / فََع

آ- | سu | ما- | نش -  / را-  | گu  | رف - | تِu  = - / تن- | گ u | در- |  آ-  / غوش-

در رکن سوم ، هجای آخر( تِ ) از اختیارات زبانی ( یلند تلفظ کردن مصوت های کوتاه ) استفاده       کرده است .

در رکن آخر از اختیارات وزنی : (هجای پایان مصرع چه کوتاه باشد چه کشیده  همیشه بلند است) استفاده کرده است .

ابر با آن پوستین سرد نمناکش : فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن / فع

در رکن دوم ، هجای آخر( نِ ) از اختیارات زبانی ( یلند تلفظ کردن مصوت های کوتاه ) استفاده        کرده است .

باغ بی برگی : فاعلاتن / فع

روز و شب تنهاست : فاعلاتن / فع

در رکن آخر از اختیارات وزنی : (هجای پایان مصرع چه کوتاه باشد چه کشیده  همیشه بلند است) استفاده کرده است .

الفاظ : دلالت بر محیط خفقان زده و استبداد موجود در جامعه ی عصر و زمان شاعر دارد .

واژه های کلیدی شعر « باغ من » ، « آسمان ، ابر ، بی برگی ، باغ نومیدان ، پوستین سرد ، تابوت پست خاک ، شولای عریانی ، باغ بی برگی و اسب یال افشان زرد » است که جملگی فضای غم و اندوه و خفقان و استبداد پهلوی را بیان می کند و با یک پارادکس زیبا « شولای عریانی » فقر و محرومیت مردم را گوش زد می کند .

ابری بودن آسمان : غم آلود بودن فضای زندگی جامعه ی زمان شاعر

در عبارت : « آسمانش را گرفته تنگ در آغوش / ابر ؛ با آن پوستین سرد نمناکش / باغ بی برگی »

گرایش زبانی مربوط به شعر قدیم فارسی ( جهش یا پرش ضمیر) مشاهده می شود که ضمیر پیوسته ی ( ش ) در آسمانش در جای خویش نیامده و مرجع آن باغ ، می باشد .

 

باغ : استعاره از زندگی شاعر و از دید سیاسی استعاره از جامعه و ایران

ور جز اینش جامه ای باید : ضمیر پیوسته ی ( ش ) در اینش حرف اضافه است به معنی برای

روز و شب : تضاد و طباق

سکوت پاک : حس آمیزی

سکوت پاک غمناک : واج آرایی صامت « ک » و بیان کننده ی فقر و محرومیت سرزمین ایران

باد و باران : مراعات النظیر و تناسب

باغبان و رهگذر : حامی ، کسانی که به دیگران توجه کنند .

چشم در راه بودن : کنایه از منتظر بودن

بروید و نروید : تضاد

خواهد و نمی خواهد : تضاد

سر به گردون ساییدن : کنایه ی اغراق آمیز از بلندی و رفعت و والا مقامی

اسب یال افشان زرد : برگ های زرد رنگ درختان

  

ادامه نوشته

داروگ


                                                 داروگ

مزرعه ی من (کشورم) در کنار مزرعه ی همسایه خشک شد (روسیه).- هر چند می گویند عزاداران بسیاری در کشور همسایه پیوسته ناله می کنند.- ای پیام آور روزهای خوش پس آزادی کی فرا می رسد .

در این اوضاع نابسامان – و در این سرزمینی که اندکی شادمانی وجود ندارد. – و آنقدر اوضاع نابسامان است که نزدیک است همه چیز از هم بپاشد. – مثل قلب دوستانی که از هم دور شدند – ای قاصد روز های خوش آزادی کی فرا می رسد؟

باغ عشق

باغ عشق

1- ای دل تا کی می خواهی در این دنیا از این و آن فریب بخوری ، یک لحظه از این دنیا رها شو تا عالم

    عشق را بینی.

2- دنیایی که هر که را در آن بینی برای خودش پادشاهی است و همه شادمانند .

3- نه در بالاترین نقطه ی آسمان آن غم و اندوهی وجود دارد و نه در پایین ترین قسمت دریای آن مرگی

    وجود دارد.

4- اگر عاشق شوی متوجه خواهی­شد که همه­چیز در خدمت دل توست و اگر در راه دین قدم بگذاری

     همه چیز باعث زیبایی روح تو می­شود.

5-اگر امروز در این دنیا از نظر جانی به تو آسیبی رسید فردای قیامت به خاطر همین آسیب سود زیادی  

    خواهی برد .

6- تو مدتی همانند فریدون سختی های روزگار را تحمل کن سپس در آن دنیا هر جا که قدم بگذاری

    نشانه های پیروزی را خواهی دید .

7- اگر یک روز غم­وغصه­ی دین را بخوری و این درد راهنمای تو باشد جای تعجب نخواهد بود اگر با انسان

     های شریف و بزرگ برابر شوی.

8- اگر خدا را روزی ده می دانی پس چرا از مردم طلب روزی می کنی و اگر خدا را آگاه به اسرار می دانی

     پس چرا به طرف گناهان می روی .

9-این دنیا را حاصل قدرت خدا بدان نه نتیجه ی عناصر 4 گانه زیرا بسیار سطحی نگری است که نوشته

    ای را که حاصل فرد است حاصل انگشتانش بدانید .

10- مثل آدم های بی عقل فریب قدرت ثروت دنیا را نخور زیرا قدرت و ثروت همیشگی نیست .

11- زیرا اگر بسیار هم ثروتمند و بالا مقام باشی یک روز فقیر و بی مقدار خواهی شد .

12-چرا آدم باید به سعادتش بنازد و به بدبختی اش بنالد در حالی که تا چشم به هم بزنی نه

     خوشبختی خواهد ماند نه بدبختی .

13-دیدی آلب ارسلان چه مقامی داشت حالا به مرو بیا و ببین که در زیر خاک پنهان است.

 

 

                                                   معنی شعر:در آرزوی تو باشم            

1-در لحظه ی جان دادن در آرزوی رسیدن به تو هستم و اصلاً به این امید جان می دهم که بمیرم و1

    خاکم در زیر پای تو قرار گیرد.

2- در روز قیامت وقتی از قبر برمی خیزم در جستجوی تو هستم.

3- در بهشت که زیبارویان دو عالم جمع می شوند، فقط به تو نگاه می کنم و غلام چهره ی تو هستم.

4- من از  بهشت سخن نمی گویم و توجهی به گل های زیبای (نعمت های) بهشتی ندارم . به دنبال زنان سیاه

    چشم بهشتی نیستم و فقط شتابان به سوی تو هستم.

5- اگر هزار سال در قبر خوابیده باشم چون در آرزوی رسیدن به زلف خوشبوی تو هستم در خوابی خوش

    به سر می­برم.

6- من از جام ساقی بهشت شرابی نمی نوشم . من چه نیازی به شراب دارم زیرا از آرزوی تو مستم.

7- گذشتن از هزار بیابان با وجود عشق تو کاری بسیار راحت است. ای سعدی اگر غیر از این باشد

    مشخص است که انسان خودبین و مغروری هستم.

 

                                                   دل می رود ز دستم

1- ای انسان های آگاه وخدا شناس شما را به خدا قسم بسیار دردناک است زیرا راز

     عشق من آشکار خواهد شد .

2- ما در کشتی شکسته ای گرفتاریم ای باد موافق به پاخیز ، به این امید که یک بار دیگر چهره ی

     معشوق را ببینم .

3- این چند خوشی دنیا تمامش نیرنگ و دروغ است ، فرصت را غنیمت بدان و در حق دوستانت نیکی

    کن .

4- ای انسان بخشنده به شکرانه ی سلامتی که داری برای یک روز هم که شده از درویش بینوا دلجویی

     کن .

5- آسایش دنیا و آخرت تفسیر همین دو جمله است : با دوستانت جوان مردانه و با دشمنانت به نرمی

    رفتار کن

6- هنگام فقر تلاش کن شادمان باشی زیرا شادمانی همانند کیمیایی است که گدارا به قارون تبدیل می

    کند .

7- در مقابل معشوق گستاخی نکن زیرا او که بسیار قدرتمند است و سنگ سخت در دستانش مثل موم

     نرم است ، به دلیل غیرتی که دارد تو را خواهد سوزاند .

8- قلب آدم عارف مثل آینه ی اسکندر است ، پس به آن نگاه کن تا سرگذشت پادشاهی دارا (داریوش) را

    به تو شرح می دهد .

9- زیبارویان فارسی زبان عمر آدم را زیاد می کند ، ای ساقی به رندان پارسا مژده بده .

10-حافظ به اختیار خودش این لباس آلوده به شراب را نپوشید ، ای شیخ پرهیزگار عذر مارا بپذیر .

 

                                                  

یادی از پدر شعر نو ایران  


نیما یوشیج

علی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشيدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.
نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.
تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.

ادامه نوشته

به مناسبت تولد پریشادخت شعر

وهم سبز

تمام روز را در آئینه گریه میکردم

بهار پنجره ام را

به  وهم سبز درختان سپرده بود

 تنم به پیلهء تنهائیم نمیگنجید

و بوی تاج کاغذیم

فضای آن قلمرو بی آفتاب را

آلوده کرده بود

نمیتوانستم ، دیگر نمیتوانستم

صدای کوچه ، صدای پرنده ها

صدای گمشدن توپهای ماهوتی

و هایهوی گریزان کودکان

و رقص بادکنک ها

که چون حبابهای کف صابون

در انتهای ساقه ای از نخ صعود میکردند

و باد ،  باد که گوئی

در عمق گودترین لحظه های تیرهء همخوابگی نفس میزد

حصار قلعهء خاموش اعتماد مرا

فشار میدادند

و از شکافهای کهنه ، دلم را بنام میخواندند

 

 

تمام روز نگاه من

به چشمهای زندگیم خیره گشته بود

به آن دو چشم مضطرب ترسان

که از نگاه ثابت من میگریختند

و چون دروغگویان

به انزوای بی خطر پناه میآورند

 

 

کدام قله کدام اوج ؟

مگر تمامی این راههای پیچاپیچ

در آن دهان سرد مکنده

به نقطهء  تلاقی و پایان نمیرسند ؟

به من چه دادید ، ای واژه های ساده فریب

و ای ریاضت اندامها و خواهش ها ؟

اگر گلی به گیسوی خود میزدم

از این تقلب ، از این تاج کاغذین

که بر فراز سرم بو گرفته است ، فریبنده تر نبود ؟

 

 

چگونه روح بیابان مرا گرفت

و سحر ماه ز ایمان گله دورم کرد !

چگونه ناتمامی قلبم بزرگ شد

و هیچ نیمه ای این نیمه را تمام نکرد !

چگونه ایستادم  و دیدم

زمین به زیر دو پایم ز تکیه گاه تهی میشود

و گرمی تن جفتم

به انتظار پوچ تنم ره نمیبرد !

 

 

کدام قله کدام اوج ؟

مرا پناه دهید ای چراغ های مشوش

ای خانه های روشن شکاک

که جامه های شسته در آغوش دودهای معطر

بر بامهای آفتابیتان تاب میخورند

 

مرا پناه دهید ای زنان سادهء کامل

که از ورای پوست ، سر انگشت های نازکتان

مسیر جنبش کیف آور  جنینی را

دنبال میکند

و در شکاف گریبانتان همیشه هوا

به بوی شیر تازه میآمیزد

 

کدام قله کدام اوج ؟

مرا پناه دهید ای اجاقهای پر آتش - ای نعل های

خوشبختی -

و ای سرود ظرفهای مسین در سیاهکاری مطبخ

و ای ترنم دلگیر چرخ خیاطی

و ای جدال روز و شب فرشها و جاروها

مرا پناه دهید ای تمام عشق های حریصی

که میل دردناک بقا بستر تصرفتان را

به آب جادو

و قطره های خون تازه میآراید

 

 

تمام روز تمام روز

رها شده ،  رها شده ، چون لاشه ای بر آب

به سوی سهمناک ترین صخره پیش میرفتم

به سوی ژرف ترین غارهای دریائی

و گوشتخوارترین ماهیان

و مهره های نازک پشتم

از حس مرگ تیر کشیدند

 

 

نمی توانستم دیگر نمی توانستم

صدای پایم از انکار راه بر میخاست

و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود

و آن بهار ، و آن وهم سبز رنگ

که بر دریچه گذر داشت ، با دلم میگفت

" نگاه کن

تو هیچگاه پیش نرفتی

تو فرو رفتی 

 

چند توصیه برای داوطلبان المپیاد ادبی

    شرط نخست و مهمترین شرط برای موفق شدن در المپیاد ادبی علاقه به ادبیات است. نگاه شما به ادبیات باید بیشتر دوستدارانه باشد تا درسی. شرط بعدی این است که در راستای این علاقه دانستههایتان را گسترش بدهید و از تکبعدی بودن بپرهیزید.

   برای پذیرفته شدن در مرحلۀ اول، لازم است کتابهای درسی سال اول و دومتان را با دقت خوانده باشید. برای همین وقتی دانش‌آموز این مقاطع هستید، از کتابهایتان سرسری نگذرید. اشکالهایتان را رفع کنید و اگر نیاز به یادداشت‌برداری دارید این کار را انجام دهید.به هیچ وجه نگذارید در هیچ کدام از این درسها –مخصوصا زبان فارسی و عربی-به خاطر تدریس نامطلوب یا علاقه نداشتن به آن ضعف پیدا کنید.توجه داشته باشید این اشکالها در سال سوم رفع شدنی هست، ولی وقتی را از شما می گیرد که می توانید به منابع مهم اختصاص دهید.

یکی دیگر از چشماسفندیارهای بچههایی که برای المپیاد درس می خوانند تاریخ ادبیات است. چون با این کتاب به عنوان منبعی بیشتر حفظی برخورد می شود؛ اطلاعاتش بهسرعت فراموش میگردد و به صورت دشمن ترسناکی درمیآید. در حالی که اصلا این طور نیست. با این کتاب درست برخورد کنید. سعی کنید روابط علت و معلولی دورههای ادبی را درک کنید. اگر به کتابهایی که شرحشان آمده دسترسی دارید حتما آنها را ببینید و چند صفحهای را مطالعه کنید تا ویژگیهایشان در خاطرتان بماند. از یادداشتبرداری غافل نباشید. اگر نیاز دارید با تست زدن مهارت درسی خود را افزایش دهید.

   توصیهای که به دانشآموزان رشتههای غیر از انسانی داریم این است که کتابهای رشتۀ انسانی را هرچه زودتر بخوانند و مشکلات خود را برطرف کنند.

   کتابهای سال سوم را هرچه زودتر به همین شیوه بخوانید تا اگر در مرحلۀ دوم پذیرفته شدید وقتی را که می توانید برای منابع دیگر بگذارید صرف خواندن کتاب درسی نشود.

   منابع متن مراحل اول و دوم ثابت نیست. برای همین سعی کنید با متون ادبی مانوس بشوید. این کار مهارتی را در شما پدید می آورد که ما آن را مهارت درک متن می نامیم. با بسیار خواندن قدرت تحلیل شما افزایش پیدا می کند، دایرۀ واژگانتان گسترده می شود و با سبک نویسندگان بزرگ آشنا میشوید. خواندن صد بیت از شاهنامه فردوسی برای یک ذهن ناآزموده ممکن است ساعتها طول بکشد در حالی که یک ذهن ورزیده این کار را در نهایتاً یک ساعت انجام می دهد. در خواندن این متون فقط به شرحها متکی نباشید. بگذارید ذهنتان فعال شود و معنی‌های تازه را خودش بیابد و قدرت انتقاد پیدا کند.

  در ضمن سعی کنید یک فرهنگ واژگان مناسب تهیه کنید. اگر می‌توانید عضو یک کتابخانه بشوید چون تهیه همۀ کتابها هزینۀ بالایی دارد و لزوما به تمام آنها هم نیاز دائمی ندارید.

  دیگر آن که تک‌بعدی نباشید. یعنی فقط بر خواندن شعر نو، یا متون کلاسیک یا رمان متمرکز نشوید. تلاش کنید در هر زمینه اطلاعات و مهارت کسب کنید. توجه کنید که منابع المپیاد شامل متون نظم و نثر (معاصر و کهن) و متون عربی و انگلیسی است.

   در جریان مسائل ادبی باشید. کتابهای تازه و نقدهای آنها را ببینید. نشریات ادبی بخوانید و با سایت‌های ادبی آشنا باشید. دانسته‌های خود را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

   شیوۀ مطالعه برای هر انسان با دیگری متفاوت است. پس شیوه‌تان را بیابید و خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. با این کار روحیه‌تان حفظ می‌شود و اعتماد به نفس پیدا می‌کنید.

منابع المپیاد ادبی دوره بیست و هفتم

* منابع درسی:

- کتاب‌های ادبیات فارسی (۱) و (۲)   [مشترک بین تمام رشته‌ها]

- کتاب‌های زبان فارسی (۱) و (۲)   [مشترک بین تمام رشته‌ها]

- کتاب تاریخ ادبیات (۱)   [دوم انسانی]

- کتاب‌های زبان انگلیسی (۱) و (۲)   [مشترک بین تمام رشته‌ها]

- کتاب‌های عربی (۱) عمومی و عربی (۲) انسانی

- کتاب آرایه‌های ادبی   [سوم انسانی] --- سؤال‌های این منبع معمولا غیرمستقیم هستند

* منابع غیر درسی:

1. غزلیات سعدی، تصحیح مرحوم فروغی، غزلهای مختوم به حرف «ن»؛

2. جوامع الحکایات و لوامع الروایات، به کوشش دکتر جعفر شعار، «حکایاتی از قسم دوم»؛

3. سیاستنامه (سیرالملوک)، به کوشش دکتر جعفر شعار، فصلهای «7» و «41»؛

4. آینه در آینه، هوشنگ ابتهاج، به انتخاب دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، «از ص 183  تا پایان کتاب»؛

5. مصیبتنامه، عطار، تصحیح دکتر شفیعی کدکنی، انتشارات سخن، از آغاز داستان تا اول المقالة الثالثة؛

6. برگزیده‌ی اشعار صائب و دیگر شعرای سبک هندی، محمد قهرمان، انتشارات سمت، بخش صائب تبریزی از اول غزلِ 10 تا پایان غزلِ 30 و بخش کلیم همدانی و بخش طالب آملی؛

7. کلیله ودمنه، انشای ابوالمعالی نصرالله منشی، بابهای «زاهد و راسو» و «بوزینه و باخه»؛

8. برگهایی در آغوش باد، دکتر غلامحسین یوسفی، جلد 1، مقاله‌های «داستانی طنزآمیز در شاهنامه» و «ناصر خسرو، منتقد اجتماعی»؛

9. مجموعه‌ی از این اوستا، اخوان ثالث، شعرهای: «قصه‌ی شهر سنگستان، کتیبه، مرد و مرکب، آنگاه پس از تندر، روی جاده‌ی نمناک، ناگه غروب کدامین ستاره، نماز».

    

 * لازم به ذکر است که تعدادی سؤال مربوط به اطلاعات ادبی، خارج از منابع فوق نیز خواهد بود.


منبع: olympiad-adabi.ir

شب عُرس مولانا

مراسم شب عرس هر سال به مدت ده شب  در مجتمع فرهنگی مولویه از 10 تا 17 دسامبر مصادف با سالگرد درگذشت مولانا جلال الدین محمد در قونیه از سوی عارفان و ارادتمندان آن عارف عالیقدر برگزارمی شود. خانه مولانا نیز با همراهی اعضاء خود از کشورهای ایران ، امریکا ، اتریش ، آلمان ، و ... حضور فعال و برنامه های منحصر به فردی  دارد . اما آنچه که بیش از همه برای زائران جذاب است زیارت آرامگاه مولانا و تماشای رقص سماع است.

"شب عرس مولانا" در فرهنگ مردم آناتولى که از بیش از هفت قرن قبل پذیراى این عارف مهاجر شده‌اند، به شب رجعت او به سوى معبود و معشوقش اطلاق مى‌شود و با آیین‌هایى که از هفت قرن پیش همه ساله به طور مداوم در کنار تربت او برگزار مى‌شود، همراه است. آیین‌هاى سال‌مرگ مولانا نه در قالب آیین عزا که در آیین عروسى برگزار مى‌شود و بدین سبب نام این شب را "شب عرس" مولانا مى‌نامند. شهر قونیه به واسطه مقبره مولانا از شهرت خاصی در جهان برخوردار است. 

پیشوند و پسوند

دانش آموزان گرامی

برای شناسایی درست تکواژها در واژه های غیر ساده وندهای زیر را بشناسید:

پیشوند و پسوند
پیشوندها و پسوند ها واژکهایی هستند که در اول یا آخر واژه ها می آیند . و مفهوم جدیدی به آنها می بخشند و در برخی موارد طبقه دستوری آنها را عوض می کنند.

پیشوندها ی معروف و کاربرد های مهم آنها
ب

 1- ب + اسم : صفت . بخرد : خردمند
2- ب + اسم : قید . بسرعت : سریع
3- ب + اسم :  اسم مرکب . بدست : وجب
4- ب + حاصل مصدر : قید . بزودی : سریعا

با : بر سر اسم می آید و صفت مرکب می سازد .
با هنر : هنرمند
باز : به معنی دوباره و از نو است و یا معنی کلمه را موکد
می کند.

باز آمدن ( مصدر فعل ) بازگشت ( بن ماضی ) بازپرس ( بن مضارع) 

بر :
در اول اسم می آید و صفت می سازد . بر کنار
در اول فعل : برداشتن
برداشت ( بن ماضی ) برانداز ( بن مضارع )
بی : پیشوند نفی است و بر سر کلمه های زیر می آید و صفت می سازد.
1- در اول اسم : بی ادب
2- در اول بن فعل : بی تاب

3- در اول ضمیر : بی خود

4- در اول ترکیبات و صفی : بی همه چیز

در :
 در اول فعل : در آمدن
 در اول بن ماضی: در آمد
در اول بن مضارع : در گذر
 
فر : این پیشوند در چند کلمه قدیم مانند ”فر خجسته ” و چند اصطلاح جدید فرآورده و فرآیند دیده می شود .

فرا :
 1- در اول فعل : فرا گرفتن
 2- در اول بن مضارع : فرا خور
 3- در اول ضمیر مبهم : فراهم
فراز : در اول فعل فعل می آید : فراز آوردن
فرو :
 1- در اول فعل:  فرو بردن
 2- در اول بن فعل : فروکش
3- در اول اسم : فرومایه

لا : حرف نفی عربی است و در فارسی پیشوند است : لاعلاج ، لاکردار
ن : پیشوند نفی است و در موارد زیر به کار می رود .
1- بر سر صفت : نسنجیده
 2- بر سر اسم : نستوه ( صفت )
3- بر سر بن فعل ، اسم یا صفت می سازد : نترس
4- در وسط صفتهای بیانی مرکب : خدانشناس

نا : پیشوند نفی است و در موارد زیر به کار می رود .
1- بر سر اسم : نا کام ( صفت )
2- بر سر صفت : نادرست 
3- در وسط صفتهای بیانی : حق ناشناس
4- در اول بن مضارع : ناشناس
5- در اول بن ماضی : ناشایست
6- در اول مصدر : نادیدن
7- در صفتهایی که بر خویشاوندی ناتنی دلالت می کنند .
                                    ناپدری ، نامادری

وا : در موارد زیر به کار می رود :
1- در اول فعل : وا خواستن
2- در اول بن ماضی : واخواست
3- در اول بن مضارع : وادار
4- در اول اسم : واپس
5- در اول صفت مفعولی : وارفته

ور : در موارد زیر به کار  می رود:

1- در اول فعل: ور رفتن

2- در اول بن ماضی :ور شکست

3- در اول بن مضارع: ور انداز

4- در اول اسم :وردست

5-در اول صفت :ورپریده

هم: به معنی مصاحبت و همراهی در موارد زیر می آید.
1- در اول اسم: همکار
 2-در اول بن ماضی: هم نشست
3- در اول بن مضارع: همنشین
4- در اول صفتهای اشاره: همین
5- در اول ضمیر مبهم: همدیگر
 6- در اول پسوند: همسان
7- در اول حرف اضافه: همچون

 

 

ادامه نوشته