نقد شعر "باغ من" اثر اخوان ثالث

باغ من
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر، با آن پوستين سرد نمناكش .
باغ بي برگي ،روز و شب تنهاست،
با سكوت پاك غمناكش.
ساز او باران ، سرودش باد
جامه اش شولاي عرياني ست.
ور جز اينش جامه اي بايد،
بافته بس شعله ي زر تار پودش ، باد.
گو برويد يا نرويد ، هرچه در هر جا كه خواهد يا نمي خواهد.
باغبان و رهگذاري نيست.
باغ نوميدان ،
چشم در راه بهاري نيست.
گر ز چشمش پرتو گرمي نمي تابد،
ور به رويش برگ لبخندي نمي رويد؛
باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست؟
داستان از ميوه هاي سر به گردون ساي اينك خفته در تابوت پست خاك مي گويد.
باغ بي برگي ،خنده اش خوني ست اشك آميز.
جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن،
پادشاه فصل ها پاييز
از نظر شکل ظاهری :
قالب : نیمایی ( آزاد )
واژه های قافیه : « نمناک و عمناک » – « بهار و راهگذار » – « نمی تابد و نمی روید »
وزن : رمل = فاعلاتن
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش = فاعِلاتُن / فاعِلاتُن / فاعِلاتُن / فََع
آ- | سu | ما- | نش - / را- | گu | رف - | تِu = - / تن- | گ u | در- | آ- / غوش-
در رکن سوم ، هجای آخر( تِ ) از اختیارات زبانی ( یلند تلفظ کردن مصوت های کوتاه ) استفاده کرده است .
در رکن آخر از اختیارات وزنی : (هجای پایان مصرع چه کوتاه باشد چه کشیده همیشه بلند است) استفاده کرده است .
ابر با آن پوستین سرد نمناکش : فاعلاتن / فاعلاتن / فاعلاتن / فع
در رکن دوم ، هجای آخر( نِ ) از اختیارات زبانی ( یلند تلفظ کردن مصوت های کوتاه ) استفاده کرده است .
باغ بی برگی : فاعلاتن / فع
روز و شب تنهاست : فاعلاتن / فع
در رکن آخر از اختیارات وزنی : (هجای پایان مصرع چه کوتاه باشد چه کشیده همیشه بلند است) استفاده کرده است .
الفاظ : دلالت بر محیط خفقان زده و استبداد موجود در جامعه ی عصر و زمان شاعر دارد .
واژه های کلیدی شعر « باغ من » ، « آسمان ، ابر ، بی برگی ، باغ نومیدان ، پوستین سرد ، تابوت پست خاک ، شولای عریانی ، باغ بی برگی و اسب یال افشان زرد » است که جملگی فضای غم و اندوه و خفقان و استبداد پهلوی را بیان می کند و با یک پارادکس زیبا « شولای عریانی » فقر و محرومیت مردم را گوش زد می کند .
ابری بودن آسمان : غم آلود بودن فضای زندگی جامعه ی زمان شاعر
در عبارت : « آسمانش را گرفته تنگ در آغوش / ابر ؛ با آن پوستین سرد نمناکش / باغ بی برگی »
گرایش زبانی مربوط به شعر قدیم فارسی ( جهش یا پرش ضمیر) مشاهده می شود که ضمیر پیوسته ی ( ش ) در آسمانش در جای خویش نیامده و مرجع آن باغ ، می باشد .
باغ : استعاره از زندگی شاعر و از دید سیاسی استعاره از جامعه و ایران
ور جز اینش جامه ای باید : ضمیر پیوسته ی ( ش ) در اینش حرف اضافه است به معنی برای
روز و شب : تضاد و طباق
سکوت پاک : حس آمیزی
سکوت پاک غمناک : واج آرایی صامت « ک » و بیان کننده ی فقر و محرومیت سرزمین ایران
باد و باران : مراعات النظیر و تناسب
باغبان و رهگذر : حامی ، کسانی که به دیگران توجه کنند .
چشم در راه بودن : کنایه از منتظر بودن
بروید و نروید : تضاد
خواهد و نمی خواهد : تضاد
سر به گردون ساییدن : کنایه ی اغراق آمیز از بلندی و رفعت و والا مقامی
اسب یال افشان زرد : برگ های زرد رنگ درختان





