هر سال همین است در زادروز گمشدەام

صدای گامهای زرد رنگت، روی گونەهای رنگین زندگی می نشیند

تا این پریشانی ابدی را وداع گویم ...

و دلتنگی های حیاط مدرسه را

در کیف نارنجی رنگی بە درازای قامت روزهای مدرسه جا دهم

 آرزوهایم را در گوش قاصدک ها می خواندم   تا نشانی از بهشت موعود بیابم

 و چه خوب میدانیم یاد هیچ کودکانەای بخیر نیست

اگر

        آزادی های بلند بی حصارش را بدزدیم.

سخن از نسل من، تو یا او نیست

ترس از سرگردانی در کوچەهای بی تکرار بدعت است...

 

(ناهید اشرفی ۹۵/٦/۳۰)